حاج ملا هادي السبزواري
389
شرح مثنوى
فرموده : لا آيَةَ اَكبَرُ مِنى ( 1 ) ، پس به هر چه رو آرد صورت او شود . لقد صار قلبى قابلًا كل صورة فمرعى لغزلان و ديرا لرهبان اگر آدمى فلوسى گم كرده و جوياى آن فلوس است ، و روى دلش به آن است ، همان فلوس است . و اگر شترى را جوياست ، شتر است . و اين مادامى است كه جوياى اين و آن است . پس : « از هر چه مىرود سخن دوست خوشتر است » . ( ( 2996 ) ) آن مقلد شد محقق چون بديد * اشتر خود را كه آن جا مىچريد ن 341 19 - ك 125 12 شد محقق : صورت به معنى كشيد و مجاز به حقيقت انجاميد . ( ( 2998 ) ) بعد از آن تنها روى آغاز كرد * چشم سوى ناقهء خود باز كرد ن 341 21 - ك 125 13 تنها روى آغاز كرد : آن طالب صادق ، دليل بود او را بر كامل . پس رسيد به جايى كه ربط يافت و بار يافته شد . در آخر حاجت به دليل نيست . ( ( 3000 ) ) گفت تا اكنون فسوسى بوده ام * وز طمع در چاپلوسى بوده ام ن 342 1 - ك 125 14 فسوس : سخريه و لاغ . ( ( 3004 ) ) سيئاتم شد همه طاعات شكر * هزل شد فانى و جدّ اثبات شكر ن 342 5 - ك 125 16 سيئاتم شد : اشارت است به كريمهء : * ( يُبَدِّلُ الله سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ 25 : 70 ( 2 ) هزل : ياوه و ضدّ جدّ . ( ( 3005 ) ) سيئاتم چون وسيلت شد به حق * پس مزن بر سيئاتم هيچ دق ن 342 6 - ك 125 16 دق : سركوبى و طعن . ( ( 3007 ) ) صدق تو آورد در جستن تو را * جستنم آورده در صدقى مرا ن 342 8 - ك 125 17 صدق تو آورد : اول چون مجذوب سالك ، و دوم چون سالك مجذوب است . ( ( 3013 ) ) لفظ در معنى هميشه نارسان * ز ان پيامبر گفت قد كلّ لسان ن 342 14 - ك 125 20 قد كلّ : حديث نبوى است مَن عَرَفَ الله كَلَّ لِسانُه ( 3 ) . يعنى كسى كه خدا را شناخت واماند
--> ( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 178 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فرقان ، آيهء 70 . . ( 3 ) منهج القوى ، ج 2 ، ص 580 . .